دلايل و سابقه تاريخي دشمني ايران با آمريكا
از ابتدای انقلاب اسلامی و به خصوص پس از تسخیر سفارت آمریکا توسط دانشجویان خط امام، روابط ایران و آمریکا رو به تیرگی نهاد. اکنون نزدیک به 34 سال است که روابط سیاسی میان دو کشور قطع شده است. در طول این سال ها روابط دو کشور دستخوش فراز و نشیب های بسیار شده است. رابطه ایران با آمریکا در مقطعی بسیار رمانتیک بود. در نیمه دوم قرن 19 آمریکا با اعزام مسیونرهای مذهبی و ایجاد کالج و بیمارستان آمریکایی در ایران آثار مثبتی به جا گذاشت. ایرانی ها بارها سعی کردند از آمریکا به عنوان قدرت سوم جهت کاهش سلطه و نفوذ انگلیس و روسیه در ایران استفاده کنند. آمریکایی ها با عهدنامه 1919 شدیدا مخالفت کردند و یکی از دلایل عدم پذیرش این عهدنامه مخالفت آمریکایی ها بود. همچنین آمریکا در رابطه با مسئله آذربایجان در شورای امنیت از موضع ایران حمایت کرد.
اما آمریکا درباره ملی شدن صنعت نفت سه نگرش متفاوت داشت. در مرحله اول از اصل ملی شدن نفت ایران حمایت کرد. در مرحله دوم نقش میانجیگری میان ایران و انگلیس را بر عهده گرفت که در نتیجه این میانجیگری انگلیسی ها اصل ملی شدن نفت ایران را پذیرفتند. اما در مرحله سوم انگلیس قول مشارکت آمریکا در منابع نفتی را می دهد که در نتیجه آمریکا با انگلیس هم داستان می شود و چون نمی توانند با دولت دکتر مصدق کنار بیایند اقدام به کودتا علیه دولت دکتر مصدق می کنند. بنابراين کودتای 28 مرداد یک نقطه عطف در روابط ایران و آمریکا بوجود آورد؛ اگرچه مناسبات دو کشور بعد از این اتفاق قطع نشد. پس از پیروزی انقلاب نیز شاهد بحران گروگان گیری اعضای سفارت آمریکا بودیم که پیامدهای آن بروز جنگ هشت ساله و بلوکه شدن دارایی های ایران بود که البته بیانیه الجزایر بخشی از آن مشکلات را رفع کرد. بحران گروگانگیری اعضای سفارت آمریکا و پیامدهای بعد از آن نیز نقطه عطفی دیگر در روابط میان ایران و آمریکا بوجود آورد. البته منافع و مصالح برخی در این است که ارزش های انقلابی و وجود بحران و موجودیت دشمن استمرار داشته باشد. با توجه به اين كه آمریکا یک قدرت هژمون است و منافع آن در ابعاد جهانی است. اما انگلیس تنها در مقطعی (قرن 19) یک قدرت هژمون بود و روسیه هیچگاه قدرت هژمون نبود و تنها یک قدرت بزرگ بود،لذا رابطه با كشورهايي مثل انگليس و فرانسه ادامه يافت ولي رابطه با آمريكا قطع شد.
از سوي ديگر،آمریکا در همه نقاط جهان حضور دارد و بسیاری از رویدادها را به عنوان منافع حیاتی خود تلقی می کند و ایران هم که از قرن 19 چهارراه تعاملات بین المللی است. نظرسنجی هایی که حاکی از دیدگاه تهدیدمحور مردم آمریکا نسبت به ایران دارد نمی تواند ملاک قرار بگیرد. این نظرسنجی ها با توجه به شرایط روز و لابی اسرائیل متفاوت است و سعی می کنند ایران را یک تهدید معرفی تا بتوانند از این مسئله بهره برداری کنند. امروزه آنچه موجب تقابل ایران و آمریکا شده بیش از مسائل فرهنگی و ایدئولوژیک، بحث تفاوت ساختاری است. یعنی کشوری که در معرض اتهاماتی همچون نقض حقوق بشر قرار می گیرد، وجه اختلاف فرهنگی میان آنها تبدیل به وجه اختلاف ساختاری می شود. اگر ساختارهای دو کشور به هم نزدیک باشد دلیلی برای تعارض وجود نخواهد داشت. البته این موضوع می تواند برای کشورها گزینشی باشد. یعنی برای آمریکا اگرچه ساختار عربستان قرون وسطایی و قبیله ای است اما به دلیل منافعی که در این کشور دارد گزینشی برخورد کرده و سعی می کند خیلی درباره آن تبلیغات و هیاهو نکند. در دنیای امروز اختلاف ساختاری از اهمیت بیشتری برخوردار است که ترجمان اختلاف ساختاری در منش، روش و برخوردها در داخل کشور می شود.
اینکه گفته شود علت دشمنی آمریکا با ایران این است که ایران قصد دارد کشور مستقلی باشد و به آمریکا وابسته نباشد درست نیست. چون در این صورت باید گفت در دنیا تنها سه کشور مستقل (ایران، کره شمالی و کوبا) وجود دارد و آمریکا با آنها دشمنی دارد و مابقی کشورها سرسپرده هستند و اگر کشور مستقل دیگری وجود داشته باشد آمریکا با آنها نیز دشمنی خواهد کرد.دلیل اینکه آمریکا ستیزی در ايران اینقدر پر و بال گرفت این بود که برخی انقلابیون و نیروهای رادیکال اسلامگرا برای اینکه رفع این اتهام کنند موضع گیری هایی کردند که به مراتب از موضع گیری ها و شعارهای مارکسیست ها ضدآمریکایی تر بود. به بيان ديگر یکی از دلایل اشغال سفارت آمریکا توسط دانشجویان پیرو خط امام این بود که به مارکسیست ها نشان دهند از آنها خیلی انقلابی تر هستند. آمریکا ستیزی به این دلیل ادامه پیدا کرد که برخی سیاستمداران متوجه شدند که آمریکاستیزی یک ابزار خیلی مناسب و نیرومندی است که بدون صرف هزینه زیاد می توانند خیلی از رقیبان و منتقدان خود را کنار بزنند.
گذري در تاريخ نشان مي دهدكه در دوره ای که آمریکا هنوز وارد عرصه سلطه گری نشده بود در میان ملت ایران اعتبار خوبی داشت و به عنوان کشوری شناخته می شد که با معادلات استعمارگرانه انگلیسی ها و روسها همراهی ندارد و برای ملت ایران زمینه تنفسی ایجاد می کند. در آن دوره از اینکه آمریکا وارد معادلات سیاسی کشور شود استقبال می شد و ملت ایران این امر را مغتنم می شمرد. زماني كه متاسفانه وقتی آمریکا عملا وارد میدان سیاست در ایران شد نه تنها همان سیاست های استعماری روس و انگلیس را پی گرفت؛ بلکه به دلیل جبران مافات خود نسبت به دولت هایی که سابقه استعمارگرانه در ایران داشتند رفتاری را دنبال کرد که به شدت وجهه آمریکا را در ایران تخریب نمود و اعتبار اين كشور در بيم مردم ايران تقليل يافت.
برچسب:
نویسنده: tina