
فی دمشق کان منا نور عین(در دمشق نور چشمی از ماست)
بنت زهرابنت حیدر اخت مولانا حسین(دختر زهرا دختر حیدر خواهر مولای ما حسین است)
انها کالحیدر فی الازدهام(او همانندحیدر در حالی که در معرکه بود)
تخطب الخطب سهیم من سمام(خطبه میخواند وخطبه اش همچون تیر سمی بود برای دشمنان)
یعرف الحق بک فی کربلاء(حق با وجود تو در کربلا شناخته میود)
لایکون عاریا من حبک اهل الولاء(هیچ کدام از اهل ولا از محبت شما خالی نیستند)
من به شورت زنده ام بی بی ما
سرحیدربونو سری توبرشیری ما
ما به عشق کوی تا کربلا سینه زنیم
بی ولای کویتان تو دم کی زنیم
در بیابان بلا بیت ولا خان تو بود
گر بماند سجاد ما این بهردرمان توبود
او برفتی تا بگیرد انتقام ازدشمنان
تا نشاندتیرخشمی بردل آن ناکثان
دشمن از روز بلا تا عصرما
منتظربودست تابرملا
سازد از خشمش بسی دشمن گری
چون که کردی کوفه و شام بلاروشن گری
خصم دون کاری بکرد و دشمنی
او نداند تا قیامت همچنان توروشنی
هان بدان فرمده قران بود
این به هر آزاده ای فرمان بود
تاقیامت نور حق خاموش نیست
این حقیقت یا که واقع یا همی روشن گریست
دشمنت با کینه توزی از حریمت انتقام
برگرفت وپربکند ای دخترخیرالانام
کورخواندوسهل انگاشت دشمن پست لعین
کو گرفت است انتقامش اینچنین
انتقام آن سیلیه درکوفه و درشام توست
زینبی بودی زینب حرفه وهم نام توست
تو همانی که رسولش خوانده است
کو پدررازینب واو زینب است
محشری شد روز تخریب حرم
ای همه نامت حریم گریه وجود وکرم
ای که هستی آبروی کبریا
جان توهستی آبروی دین ما
دین ما از نهضت خون شماست
انقلاب از نهضت خون خداست
برچسب:
نویسنده: tina