فک کنم امسال سال سوتی تحصیلیه؟!
وااااای اگه بدونید هنو مدرسه شروع نشده چ سوتی هایی دادیم
اولیش دبیر جغرافی:
اقغا واس اولین بار دبیر جغرافی اومده بود کلاسمون ی خانومه باریک و دراز و بی مزه و یک چهره ی کاملا بی روح که لبخند هم میزند همچی بی روح تر میشد مانتو قهوه ای هم تنش کرده بود شده بود عینهو تنه ی درخت
خلاصه ب هر زوری بود زنگ و زدنو ماهم پریدیم بیرون
تو راه با افسان و پانیذ داشتیم میرفتیم و هی اتفاقات روز رو واس پانیذ تعریف میکردیم(اخه اون ریاضیه ما تجربی)
که یهو این دبیر جغرافیه رو سر خیابون دیدم گفتم ا نگا همون تنه درخته یهو افسان بلند ب پانیذگف ا همون تنه درخته ک بت میگفتما همون جغرافیه دیدم خانومه سرشو برگردوند اغا اب شدم حالا مارو از پشت می دید
من اینجوری شدما

خدایا خودت رحم کن گنا داریم جغرافی بیفتیم

دومیش فیزیک:
اخا دبیر فیزیکمون خیلی باحال بود ب من میگف خانم دکتر
یه مانتو سورمه ای رنگ مانت ماها تنش میکرد
خلاصه روز دومی بود ک باش کلاس داشتیم زنگ تفریح و زدنو بچه توهم ریختن منم دم در منتظر افسان و شمیم دوستم وایساده بودم
که شیمیم اومد صورتش شده لبو میگم:چی شده گف:واااااااااااااای سحر گند زدم گند تو کلاس ب یکی از بچه ها داشتم میگفتم پارسال سلیمانی عشق بود عشق(سلیمانی: دبیر فیزیک پارسالمون)
یهو دیدم گشت ارشادهم پشت سرم وایساده(ارشاد دبیر فیزیک موقت امسال) واااای سحر من امسال دیه درس نمیخونم نمیخواااام
داشت این حرفا رو میزد که دیدیم ارشاد داره بهمون لبخند مزنه و هی رد میشه وااااای یعنی مونده بودیم چیکار کنیم؟!
افسانه دم پله ها وایساده بود با ناراحتی و عصبانیت رفتیم واس افسان ماجرا رو گفتیم بعد افسانه گفت:برو دعا کن چارشنبه که بعضی دبیرا عوض میشن ارشاد هم عوض شه من یهو میخکوب شد ارشاد تو پله ها بود داشت میرفت پایین یعنی مردیم هممون اااااااااااااااااب ب ب ب شدیم از خجالت همون جا تو پله ها وا رفتیم یعنی گند زده بودیم اساسی


دوباره هم فیزیک اما این بار یکی دیگه از بچه ها(فرنوش):
دبیر تازه اومده تو کلاس میگه : اوووووه چه خبره چرا شما ایهمه زیادین چن نفرین؟؟!
یکی ا بچه اومد خوشمزگی در بیاره ک یعنی نه بابا خیلی نیستیم
گفت خانم 29 و انتری هستیم .......!؟یعنی 29 و اند تری
اخه یکی نیس بش بگه عزیزم حالا جاش بود تو از اند استفاده کنی اخه این همه کلمه
دیگه هیچی دیگه هرچی دبیر میاد میگ چند نفرید همه نگاه هم میکنیم میگیم فرنوش امار بده

برچسب:
نویسنده: tina